اصطلاحات هوش وحافظه در زبان بلوچی


ادامه نوشته

سردار حاج خان محمد شهنوازي  

                                     20557215213509781991.jpg                                                                                                                      وی در سال 1300 هجری شمسی در روستای گزو از توابع پشتکوه شهرستان خاش دیده به جهان گشود. در این هنگام پدرش سردار خوبیار خان زعامت قوم شهنوازی را برعهده داشت. که پس از سالها زندگی پرخیر و برکت در سال 1335 شمسی درگذشت. و.......(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

تاريخچه رسم الخط بلوچی

تاريخچه خط بلوچی 

خط فارسی عربی در قرن پانزدهم از طريق مغولها به هند راه يافت و از آن پس در نوشتن زبان اردو از آن استفاده ميشود و تعدادی حروف جديد از جمله ٹ، ڑ، ڈ، ں وے نيز به آن اضافه شده است.

از اواخر قرن نوزدهم ، بلوچی هم با حروف اردو وهم با حروف لاتينی نوشته شده است ازآن جمله ترجمه انجيل است كه در آن از حروف اردو استفاده شده است و كتابهای گرامر بلوچی با حروف لاتين كه توسط انگليسيها و برای انگليسی زبانانی كه مايل به يادگيری اين زبان بودند, نوشته شده است. ولی دامنه انتشار اينگونه كتابها محدود بوده و نقش آنچنانی در تكامل خط بلوچی نداشته است. تكامل بلوچی بعنوان خط آدبی در اواخر دوره استعمار انگليس در هند، درسال ١٩٢٩ آغازشد.

حسين عنقاﺀ از اولين كسانی بود كه در نوشتن اشعارش از خط اردو استفاده نمود و همزه را وارد خط بلوچی ساخت. پس از او شاعران ديگری چون آزات جمالدينی، گل خان نصير و سيدهاشمی نيز اين خط را بكارگرفتند ولی هركدام به سبك خويش مينوشتند و هنوز استاندارد خاصی وجودنداشت.

در نشستی كه در تاريخ ٢٢ جولای ١٩٥٥ در محل "مگسی هاوس" در كراچی برگزارشد و در آن ازجمله آزات جمالدينی، گل خان نصير، سيدهاشمی، مولوی خيرمحمد ندوی و حسين عنقاﺀ شركت داشتند، املای بلوچی مورد بحث قرارگرفت.

در اين جلسه تصميماتی در مورد املای بلوچی نيز اتخاذ شد ازجمله واردكردن همزه در خط بلوچی، تصميمی كه ازهمان ابتدا بحث انگيز بود و در طی پنجاه سال اخير همواره از سوی موافقين و مخالفين همزه به آن استناد شده است. ( به نقل از كرينا جهانی (٨٩) )



الفبای زبان بلوچی رايج در پاكستان شامل حروف زير است: 

ا ء ب پ ت ٹ ث ج چ ح خ د ڈ ذ ر ڑ ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ق ك گ ل م ن ں و ه ی ے 

ادامه نوشته

اسم جانوران به زبان بلوچی

جاناوَر/ǰānāvar/

شیْر/šëhr/شیر

مَزار /mazār/: ببر

پُلَنگ /polang/پلنگ،چیتا

هپتار /haptār/کفتار

گُرک /gork/گرگ

در ادامه مطلب بخوانید ....


همراهی گالبند: فرهنگ لغت بلوچی به فارسی 
...ادامه مطلب

ادامه نوشته

 بلوچستان در زمان اسکندر


اسکندر که در سال 334 قبل از میلاد به ایران حمله کرد پس از پیروزی بر هخامنشیان و آتش زدن تخت جمشید ٬ تسخیر خراسان و پیشروی تا کناره سیحون به سمت هند رفت و قسمتی از جلگه پنجاب را تسخیر نمود. ولی چون لشکرش حاضر نشد جلوتر بروند تصمیم گرفت از راه جنوب ایران به بابل برود. آن گونه که زرین کوب می نویسد اسکندر با فتح سند گمان نموده بود به آخر خشکی های دنیا رسیده است. وی به نئارخوس سردار خود دستور داد....                                                                                          منبع.http://balouchkhan1.persianblog.ir/

ادامه نوشته

بلوچستان در زمان ساسانیان   

لوچستان در زمان ساسانیان: کشور ایران در زمان ساسانیان خصوصا در اواخر آن به چهار رقسمت تقسیم شده بود منطقه جنوبی آن شامل نوزده شهرستان بود که یکی از آنها به گفته کولسنیکف درکتاب ایران در آستانه یورش تازیان مکوران نام داشت . گفته اند که در دوره ساسانیان بوده است که بخشی از اقوام ساکن در نواحی شمال غربی و مغرب ایران به نام بلوچ به منطقه کرمان کوچانیده شده اند. در شاهنامه نیز چنین مضمونی آورده شده است. فردوسی از قتل عام بلوچها توسط انوشیروان سخن می گوید. طبری آورده است که در شهر گور(که در سه کیلو متری فیروز آباد کنونی استان فارس قرار دارد) فرستادگانی از شاه کوشان و طوران و مکران با پیام اطاعت برسیدند. نولدکه در توضیح جمله طبری از استخری نقل کرده است که طوران قسمتی از بلوچستان امروزی است که پایتخت آن قصدار است. و تا اندازه ای مطابق با خان نشین امروزی کلات می باشد. وی گفته است ...                                                                                                                                                                                          http://balouchkhan1.persianblog.ir/منبع

ادامه نوشته

بلوچ در شاهنامه

در شاهنامه نیز به دفعات نام قوم بلوچ آمده است  در ادامه تلاش خواهیم کرد به این موضوع بپردازیم . اولین بار در داستان سیاوش هنگامی که وی در کار جمع آوری لشکر برای جنگ با افراسیاب است از بلوچ ها یاد می شود : هم از پهلوی پارس و کوچ و بلوچ ز گیلان جنگی و دشت سروچ . همچنانکه از بیت مستفاد می شود در اینجا اشاره ای صریح به محل بلوچ ها نکرده است اگرچه در مصرع دوم می توان گیلان را به معنای سرزمین گیلان گرفت دشتسروچ چنانکه در برهان قاطع آمده است نام دشتی است در نواحی کرمان پس باز جای ابهامباقیست چراکه در مصرع دوم از گیلان و کرمان هردو یاد شده که جایگاه بلوچ ها هستند . در جایی دیگر.....                                               منبع          http://balouchkhan1.persianblog.ir/

ادامه نوشته

 بلوچ در رساله پهلوی

از مهمترین منابعی که در مورد حضور بلوچ ها در کناره دریای خزر سخن می گوید منبعی است به زبان پهلوی ساسانی به نام شهرستان های ایران  این رساله کوچک چند صفحه ای تنها اثری است به این زبان که موضوعش منحصرا جغرافیای تاریخی شهرهاست  از رساله پهلوی سه ترجمه به فارسی می شناسیم نخست ترجمه صادق هدایت دیگر ترجمه سعید عریان و سپس ترجمه احمد تفضلی  سه بند از این رساله مستقیما مربوط به تاریخ قوم بلوچ می باشد که آن سه بند رانخست از ترجمه صادق هدایت نقل می کنیم :

ادامه نوشته

اقوام و طایفه‌های سیستان و بلوچستان

اقوام و طایفه‌های سیستان و بلوچستان، به اقوامی گفته می‌شود که در استان سیستان و بلوچستان سکونت داشته‌اند و یا زندگی می‌کنند و از لحاظ ساختار طایفه‌ای، قومی و نوع سکونت به چهارده گروه تقسیم می‌شوند.

ادامه نوشته

مکران و سیستان از حمله مغول تا فتوحات تیمور

سیستان و مکران در جنوب شرق ایران در طول تاریخ همواره محلی برای پناهنده شدن ناراضیان و مخالفان حکومت‌های مرکزی بوده­اند ، در برهه‌ی زمانی از حمله مغول(616ه.ق.) تا فتوحات تیمور(781ه.ق) شاهزادگان ترک ـ مغول برای ابراز ناخشنودی، اعتراض علیه حکومت مرکزی و یا به منظور نجات جان خویش به این منطقه می‌آمدند ، این امر می‌توانست توجه بیشتر مغولان و بعد تیمور را به این منطقه جلب کند و پیامدهایی سنگینی برای این نواحی داشته باشد،مقاله حاضر به بررسی لشکرکشی­های مغولان وتیمور واوضاع منطقه در عصر ایلخانی اختصاص دارد.
ادامه نوشته

معرفی کتاب تاریخ مختصر زبان و ادبیات بلوچی(بخش اول

/پیشینه زبان بلوچى:

در عصر حاضر پژوهشگران زیادى با باریک بینى و موشکافى ویژه‏اى سعى در اثبات قدمت و پیشینه تاریخى زبان بلوچى نموده‏اند. همچنین قبل از آزادى پاکستان نیز پژوهشگران و مستشرقانى که در این ناحیه جغرافیایى ویژه به ایفاى مأموریت مشغول بودند مانند "لانگ ورت دیمز"، "موکلر" وغیره نیز با کاوشهاى خویش، آراء گوناگونى در این باب ارائه نموده‏اند که براى نویسندگان و محققان بعدى به عنوان سند و دلیل؛ کاربرد زیادى داشته است. البته بر کتابهاى و نوشته‏هاى مستشرقان مذکور، همزمان با تخصصى شدن مطالعات تاریخى و پیشرفت و ارتقاء سطح آموزش و تحقیق، نقد و نظرهاى گوناگون اِعمال گردیده و کسانى که به اینگونه مطالعات و تحقیقات علاقه و اشتیاق نشان مى‏دهد با مطالعه و پژوهش در تاریخ باستان، اثرات تمدنى و بررسى خصوصیات تمدن و اجتماع بلوچ بر تحقیقات سطحى محققان گذشته؛ نقد و نظرهاى ویژه خویش را ابراز کرده‏اند.

ادامه نوشته

نگاهی به تاریخ (طایفه رند)

همه میدانیم که بلوچستان غربی در سال 1307 توسط قوای رضا شاه اشغا ل واز ان پس تبد یل به یک استان میشود ودر نخستین اقدام استعمار گرانه اسامی تاریخی وبا ستا نی شهرهای ما را بمیل خود تغیر میدهند مثل پهره به ( ایرانشهر) گه ( به نیکشهر) بن پور( به بمپور) ومگس ( بزابلی )وهمچنین در زمان حکومت رضا شاه بودکه یک چهارم ازسرزمین بلوچستان را قیچی نموده ضمیمه استانهای کرمان وخراسان هرمزگان کنونی میکنند وتعداد زیادی از تره وطوایف بلوچ رااز بلوچستان واز اقوام وبستگان خود جدا میسازند مثل طایفه شیحکی وسا بکی که درمناطق ویسعی بین رشته کوهستان بزمان وهودیان ونرما نشیر واقع شده وبنام دهستا ن اب رئیس نامیده میشود ساکنند وجز شهرستان بم محصوب میشوند وطایفه فرامرزی که در منطقه ای بنام کهستا ن ونندا ت ساکنند این مناطق را جزحوزه جیرفت نموده اندوهمچنین از رمشک تا مارزو بشاکرد منوجان جگین و گا ب ریگ وجاسک بیابان که منطقه وسیعی از بلوچستان را تشکیل میدهد 

ادامه نوشته

دادشاه  طغیان علیه ظلم

کی از مهم‌ترین مسائلی که در بلوچستان در عصر پهلوی رخ داد طغیان دادشاه است. با به قدرت رسیدن رضا شاه و ایجاد اصل سیاست تمرکزگرایی، دولت مرکزی با ملوک‌الطوایفی به مبارزه برخاست و توانست در سال ١٣٠٧ ﻫ. ش. بر بلوچستان حاکمیت بیابد. اما ناتوانی دولت در سروسامان دادن به امور ایلات و ولایات موجب نابسامانی اوضاع بلوچستان گردید. سرداران و خوانین قدرت مطلقه محسوب می شدند و دائما برای حفظ منافع خود با هم درگیر بودند. نتیجۀ آن تشکیل دو اتحادیه مخالف از سرداران و خوانین در برابر هم بود. این وضعیت منجر به واکنش دادشاه علیه وضع موجوددادشاه فرزند یکی از سران عشایر سفید کوه بود، که درسال ۱٣٢٥ ﻫ. ش. بر اثر اختلاف خوانین با یکدیگر و وابستگی طایفۀ دادشاه به یکی از خوانین و در نهایت دستاویز قرار دادن بهانۀ ناموسی، اقدام به شورش نمود. دولت مرکزی قضیه دادشاه را به طور جدی دنبال نمی کرد، تا اینکه در اوایل سال ۱٣٣٦ ﻫ. ش. مأمورین آمریکایی و ایرانی "اصل چهار" توسط گروه داد شاه کشته شدند. این قضیه منجر به واکنش شدید دولت مرکزی شد. دولت با اتحاد خوانین و خیانت آنان به دادشاه توانست او را از پای درآورد. پس از ماجرای دادشاه خوانین به دولت نزدیکتر شدند و تا حدودی اختلافات خود را کنار گذاشتند، 

ادامه نوشته

دادشاه قهرمان بلوچ در مبارزه بارژیم ستمگر شاه

دادشاه در ناحیه‌ی‌ كوهستانی‌ آهوران‌ در مركز بلوچستان كه‌ خود در آنجا روستایی‌ زمیندار كوچكی‌ بود در اوایل‌ سالهای‌ 1950 پرچم‌ طغیان‌ برافراشت‌.

گزارش‌های‌ مردمی‌ علت‌ شورش‌ او را تعدی‌ و دست‌اندازی‌ مأموران‌ و ژاندارمهای‌ «قجر» در زندگی‌ روزمره‌ی‌ همولایتی‌های‌ او، اخذ مالیات‌ها و گرفتن‌ رشوه‌های‌ هنگفت‌ از روستاییان‌ مفلوك‌ ولایت‌ او و بیحرمتی‌ به‌ آداب‌ و رسوم‌ و حیثیت‌ قوم‌ بلوچ‌ می‌دانند. برعكس‌، مقامات‌ دولتی‌ او و یارانش‌ را «گروهی‌ اوباش‌ و راهزن‌» توصیف‌ می‌كنند. درواقع‌، كلمه‌ی‌ «یاغی» كه‌ در مورد دادشاه‌ و دیگر شورشیان‌ به‌ كار می‌رفت‌، نمونه‌ی‌ كلاسیكی‌ است‌ در نمایاندن‌ تفاوت‌ دیدگاه‌های‌ دو طرف‌. درزبان‌ بلوچی این‌ كلمه‌ معنای ‌تحسین‌آمیزی‌ در خصوص‌ كسانی‌ دارد كه‌ مسلحانه‌ در برابر «قجرها» قد علم‌ می‌كنند، حال‌ آن‌ كه‌ در فارسی‌ معادل‌ راهزنی‌ و سركشی‌ است‌ و در مورد كسانی‌ به‌ كار می‌رود كه‌ به‌خاطر ایستادگی‌ در برابر اقتدار شاه‌ شایسته‌ی‌ تحقیر و سركوب‌اند. با وجود این‌گونه‌ اختلاف‌ برداشت‌ها یك‌ چیز بدیهی‌ است‌ و آن ‌مضمون‌ «ضد قجر» و ضد حكومتی‌ قیام‌ دادشاه‌ است‌.

او و یارانش‌، تخمینا هفتاد تا بیش‌ از 700 نفر، با حمله‌ به‌ پاسگاه‌های‌ نظامی‌ ایران‌، كمین‌ كردن‌ بر سرراه‌ اسكورت‌های‌ حكومتی‌، قطع‌ خطوط ارتباطی‌ و ترور مأموران‌ و مقامات ‌غیربلوچ‌ دربلوچستان‌ مبارزه‌ای‌ افسانه‌ای‌ با حكومت‌ شاه‌ آغاز كرد دادشاه‌ به‌یاری‌ شناختی‌ كه‌ از محیط داشت‌ و نیز با برخورداری‌ از پشتیبانی‌ مردم‌ در نواحی‌ روستایی‌ و قبیله‌ای‌ برای‌ مخفی‌ شدن‌ و تهیه‌ی‌ آذوقه‌، بارها نقشه‌ی ‌دستگیری‌ خود توسط نیروهای‌ برتر ایرانی‌ را كه‌ علیه‌ او بسیج‌ شده‌ بودند، عقیم‌گذاشت‌ و با شبیخون‌های‌ جسارت‌آمیز و جنگ‌ و گریزهای‌ برق‌آسا موجب‌شگفتی‌ آنان‌ شد و در بلوچستان‌ نامی‌ آشنا و افسانه‌ای‌ گشت‌. در 1956شهرتش‌ تیترهای‌ درشت‌ روزنامه‌های‌ ایران‌ را به‌ او اختصاص‌ داده‌ بود وسرگذشت‌ او را تحت‌ عناوینی‌ چون‌ «دادشاه‌ را چگونه‌ تعقیب‌ می‌كنند و اوچگونه‌ می‌گریزد» نقل‌ می‌كردند. البته‌ این‌ گزارش‌ها او را «بلوچ‌ ماجراجو» می‌نامیدند تا عوامل‌ اجتماعی‌- اقتصادی‌ و سیاسی‌ كه‌ موجب‌ شورش‌ وی‌ شده‌بود پنهان‌ بماند. در 1957 حوادثی‌ شورش‌ دادشاه‌ را در معرض‌ توجه‌ جهانی‌ قرار داد. نخستین‌ حادثه‌ كمین‌ وی‌ بر سر راه‌ هیئتی‌ عازم‌ بندر چاه‌بهار در كناره‌ی‌ خلیج‌عمان‌ بود كه‌ در ضمن‌ آن‌ دو آمریكایی‌ ــ یك‌ مشاور نظامی‌ و یك‌ پیمانكار ــ به‌ جای‌ مقامات‌ ایرانی‌ به‌ اشتباه‌ كشته‌ شدند و نفر سوم‌ به‌ اسارت‌ افراد دادشاه‌ درآمد. حادثه‌ به‌ قدر كافی‌ مهم‌ بود كه‌ به‌ تیتر صفحه‌ی‌ اول‌ مطبوعات‌ امریكا واروپا تبدیل‌ شود و بدین‌ وسیله‌ درباره‌ی‌ ثبات‌ رژیم‌ شاه‌ سؤالاتی‌ برانگیخت‌. این‌ ماجرا اما تا حدود زیادی‌ مسبب‌ استعفای‌ ناگهانی‌ حسین‌ علأ نخست‌ وزیرایران‌، توقف‌ كمك‌ اقتصادی‌ آمریكا به‌ جنوب‌ شرقی‌ ایران‌ و فشار آن‌ كشور به‌ایران‌ و پاكستان‌ برای‌ پایان‌ دادن‌ به‌ ماجرای‌ شورش‌ دادشاه‌ بود. حادثه‌ی ‌عمده‌ی‌ دیگر آغاز كار زمان‌بندی‌ شده‌ی‌ كمیسیون‌ مرزی‌ ایران‌ و پاكستان‌ برای‌علامت‌گذاری‌ مرزهای‌شان‌ در بلوچستان‌ در همان‌ سال‌ بود. در این‌ مورد،رییس‌ هیئت‌ ایرانی‌، سناتور جهانبانی‌، كه‌ در آن‌ زمان‌ از ارتش‌ باز نشسته‌ شده‌ بود، به‌ دولت‌ متبوعش‌ گزارش‌ داد «مصلحت‌ نیست‌» كمیسیون‌ مشترك‌ تا زمانی‌ كه‌ «ماجرای‌ دادشاه» به‌ سرانجام‌ نرسیده‌ است‌ كار خود را شروع‌ كند. متعاقبا، ارتش‌ و پلیس‌ پاكستان‌ به‌ عملیات‌ ضد شورش‌ بر ضد دادشاه ‌پیوست‌ كه‌ دار و دسته‌اش‌ مرتبا از مرز عبور می‌كرد و با نیروها و شبه‌نظامیان ‌پاكستانی‌ در داخل‌ خاك‌ آن‌ كشور به‌ درگیری‌ مسلحانه‌ می‌پرداخت‌. در یكی‌از این‌ درگیری‌ها در 1957 نیروهای‌ پاكستان‌ یكی‌ از برادران‌ دادشاه‌ به‌ نام‌احمدشاه‌ را دستگیر كرد و به‌ ایران‌ تحویل‌ داد هر چند كه‌ چنین‌ معاهده‌ای‌ بین‌ دو كشور وجود نداشت‌. این‌ امر ناسیونالیست‌های‌ بلوچ‌ را در پاكستان‌خشمگین‌ كرد. آنان‌ عمل‌ دولت‌شان‌ را محكوم‌ و مبارزه‌ی‌ گسترده‌ای‌ را برای‌ اشاعه‌ی‌ ماجرای‌ او در سطح‌ بین‌المللی‌ شروع‌ كردند. در این‌ خصوص‌، جمعه‌خان‌ رییس‌ سابق‌ آكادمی‌ بلوچ‌، نقش‌ اصلی‌ را در شناساندن‌ مبارزه‌ ی‌ دادشاه‌ به‌خاطر آرمان‌ ناسیونالیسم‌ بلوچ‌ ایفا كرد و بدین‌ سان‌ احساسات ‌ناسیونالیستی‌ را به‌ حمایت‌ از او برانگیخت‌. در نتیجه‌ی‌ این‌ اقدامات‌، جمعه‌خان ‌كه‌ مجری‌ و تهیه‌ كننده‌ی‌ برنامه‌ به‌ زبان‌ بلوچی‌ در رادیو كراچی‌ بود و از این ‌طریق‌ شهرت‌ زیادی‌ یافته‌ بود و در سراسر بلوچستان‌ شناخته‌ می‌شد، از سمت‌خود عزل‌ شد.

این‌ حوادث‌ ــ فشار امریكا برای‌ مجازات‌ شورشیان‌ بلوچ‌ به‌خاطر كشتن ‌شهروندان‌ آن‌ كشور، حساسیت‌ شاه‌ نسبت‌ به‌ نظر غرب‌ درباره‌ی‌ ثبات‌ رژیمش ‌و ترس‌ وی‌ از گسترش‌ شورش‌ دادشاه‌ و تبدیل‌ شدنش‌ به‌ قهرمان‌ ملی‌ ــ دولت‌ راوادار كرد برای‌ سركوب‌ شورش‌ اقداماتی‌ صورت‌ دهد. بنابراین‌، موضوع‌ را به‌سرلشگر جهانبانی‌، سرباز كهنه‌كار ــ در آن‌ زمان‌ سناتور ــ كه‌ متخصص‌ اصلی ‌كشور در امور بلوچستان‌ نیز بود محول‌ كرد. او با توجه‌ به‌ تجربه‌ی‌ نظامی‌اش‌ درجنگ‌ در بلوچستان‌ در 1928، به‌ سرعت‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید كه‌ «از بین‌ بردن‌ دادشاه‌ و برادران‌ و یارانش‌ با واحدهای‌ ژاندارمری‌ یا نیروهای‌ مسلح‌ مستلزم‌ زمان‌ طولانی‌ و هزینه‌ی‌ سنگین‌ خواهد بود.» بنابراین‌ پیشنهاد كرد كه‌ «به‌ نظرمی‌رسد بهتر باشد كه‌ كار را به‌ سركردگان‌ محلی‌ واگذار كنیم‌.»

بنابراین‌، یك‌ جلسه‌ی‌ شرفیابی‌ ترتیب‌ داد و در ضمن‌ آن‌ سردار عیسی‌خان‌ مباركی‌ را همراه‌ با چند سركرده‌ی‌ عمده‌ی‌ محلی‌ به‌ شاه‌ معرفی‌ كرد و آنان‌ را «اتباع‌ وفادار ومیهن‌پرست‌» نامید كه‌ آماده‌اند در صورت‌ تأیید ملوكانه‌ غائله‌ را فرو بنشانند. سركردگان‌ بلوچ‌ اما روایت‌ دیگری‌ دارند و مدعی‌اند كه‌ سخنان‌ شاه‌ متضمن‌ هشدار سرپوشیده‌ای‌ بود بر این‌ مضمون‌ كه‌ یا باید به‌ این‌ غائله‌ پایان‌ دهند و یا خود را برای‌ حبس‌ و مصادره‌ی‌ اموال‌شان‌ آماده‌ كنند و به‌ این‌ ترتیب‌ آنان‌ رامجبور كرد كه‌ از دستورش‌ اطاعت‌ كنند.

حقیقت‌ هر چه‌ باشد، عیسی‌خان‌ به‌ عنوان‌ رییس‌ قبیله‌ی‌ مباركی‌ كه ‌دادشاه‌ بدان‌ تعلق‌ داشت‌ با دادشاه‌ تماس‌ گرفت‌ و از او درخواست‌ ملاقات ‌فوری‌ كرد تا پیام‌ مهمی‌ را كه‌ شاه‌ برایش‌ فرستاده‌ است‌ شخصا به‌ او تسلیم‌ كند. وبرای‌ جلب‌ اعتماد دادشاه‌ به‌ قرآن‌ كریم‌ قسم‌ خورد كه‌ بدون‌ اسلحه‌ در سر قرار حاضر شود و زمان‌ و محل‌ ملاقات‌ را از حكومت‌ پوشیده‌ بدارد. به‌ گفته‌ی‌ مردم‌ او هم‌چنین‌ به‌ دادشاه‌ قول‌ شرف‌ داد و این‌ مثل‌ را ذكر كرد كه‌ «بلوچ‌ سرش‌ رامی‌دهد اما زیر قولش‌ نمی‌زند» تا دادشاه‌ را كاملا از حسن‌ نیت‌ خود مطمئن‌سازد. این‌ نقشه‌ اما جزئی‌ از برنامه‌ای‌ بود كه‌ حكومت‌ و عیسی‌خان‌ و همكاران‌ بلوچش‌ از پیش‌ طراحی‌ كرده‌ بودند. به‌ نظامیان‌ ایرانی‌ خبر داده‌ شد كه‌ به‌ محض ‌شروع‌ شدن‌ جلسه‌ی‌ ملاقات‌ دست‌ به‌ عمل‌ بزنند. دادشاه‌ بی‌خبر از این‌ دسیسه‌ ومطمئن‌ از سوگند عیسی‌خان‌ به‌ كتاب‌ مقدس‌ و قول‌ شرفش‌ در سرقرار حاضر شد و ناگهان‌ خود را در محاصره‌ی‌ نیروهای‌ حكومتی‌ دید و چون‌ از تسلیم‌ شدن ‌سرباز زد، نبردی‌ با تفنگ‌ درگرفت‌ كه‌ در ضمن‌ آن‌ وی‌ و همراهانش‌ كشته ‌شدند

دادشاه‌ و قیامش‌ اما موجب‌ بروز خودآگاهی‌ ملی‌ در بین‌ بلوچ‌ها شد واحساس‌ غرور را در آنها زنده‌ كرد. توده‌های‌ بلوچ‌ او را مظهر «بلوچ‌ راستین‌» می‌دیدند كه‌ شرف‌ و قابلیت‌های‌ رزمی‌ بلوچ‌ را در برابر «قجرها» به‌ جلوه ‌وامی‌داشت‌ و بنابراین‌ تا جایی‌ با او احساس‌ یگانگی‌ می‌كردند كه‌ هر كسی‌ خودرا دادشاهی‌ می‌دید. ملی‌گرایان‌ او را چون‌ «رهبری‌ ملی‌ كه‌ پرچم‌ طغیان‌ برافراشت» و «در راه‌ آرمان‌ استقلال‌، برای‌ بیداركردن‌ ملت‌ بلوچ‌ و مبارزه‌ با امپریالیسم‌ جانفشانی‌ كرد» بزرگ‌ می‌دارند

او تا امروز یكی‌ از نامدارترین ‌چهره‌های‌ ملی‌ در تاریخ‌ معاصر بلوچ‌ است‌ و به‌ مرتبه‌ی‌ یك‌ قهرمان‌ بلوچ‌ عروج‌ كرده‌ است‌ كه‌ زندگی‌ و مبارزه‌اش‌ در ترانه‌ها و سرودهای‌ بیشمار نقل‌ می‌شود وهر روز در سرتاسر بلوچستان‌ ورد زبان‌ مردم‌ است‌. چنان‌ كه‌ یكی‌ از خبرنگاران ‌لوموند دیپلماتیك‌ در 1973 گفت‌ او را هنوز «یكی‌ از بزرگترین‌ شهدای‌ جنبش‌ بلوچ‌ در ایران‌» می‌دانند

پایان‌ قیام‌ دادشاه‌ هم‌چنین‌ پایان‌ دوران‌ سنتی‌ شورش‌ و یاغیگری‌ و آغاز مرحله‌ی‌ جدیدی‌ را رقم‌ می‌زند كه‌ مشخصه‌اش‌ ظهور سازمان‌ها و احزاب‌ نوین‌ ملی‌گراست‌، اگر چه‌ از آن‌ پس‌ شورش‌های‌ دیگری‌ به‌ طور پراكنده‌ در اینجا و آنجا صورت‌ گرفته‌ است‌، اما دیگر نیروی ‌تعیین‌كننده‌ای‌ در جنبش‌ بلوچ‌ محسوب نمی‌شوند.                ‎دكتر محمد حسن حسین بُر

موسیقی، لالایی تاریخ در گهواره سرحد

موسیقی سنتی سیستان و بلوچستان یادگاری از ادوار مختلف تاریخی است که فرهنگ و تمدن کهن ایران باستان را در این گوشه از سرزمین آریایی تداعی می کند.

طنین موسیقی سنتی و مذهبی سیستان و بلوچستان از شمال گرفته تا جنوب یاد آور خاطره های خوش و تلخی است که برگرفته از احساسات پاک و دلنشین مردم غیور و مرزدار کشورمان در این نقطه از ایران زمین است.

امروزه نام و آوازه مردمان سیستان و بلوچستان نه تنها در ایران باستان بلکه در دنیا پیچیده و هر بیننده و شنونده ای را به دریایی از فرهنگ و تمدن اصیل رهنمون می سازد.                                                                                       ادامه ....................

ادامه نوشته

موسیقی مقامی سیستان و بلوچستان

 موسیقی مقامی سیستان و بلوچستان

موسیقی در بلوچستان بخش جدایی ناپذیر زندگی مردم بلوچ است . از تولد تا مرگ، از اندوه تا شادی و درمان بیماری های جسمی و روانی و ...
نفوذ و تاثیر متقابل فرهنگ های بلوچی و هندی باعث شده است که طی چند قرن اخیر موسیقی بلوچی ازتاثیرات موسیقی هندی دور نماند . علت این تاثیر پذیری را شاید بتوان در انزوا و دور افتادگی بلوچستان، فقدان راه های ارتباطی و نیز عدم توجه دولت مرکزی به این منطقه و مجاورت آن با پاکستان جست و جو کرد . طی سالیان دراز بلوچستان بیش از آنکه زیر نفوذ فرهنگی ایران قرار داشته باشد، با جلوه های مادی و معنوی فرهنگ هند مواجه بوده است.

ادامه نوشته

خاموشی چراغ پرفروغ نسل سوخته ی موسیقی دانان بلوچ: در رثای فقدان سه استاد فقید موسیقی بلوچی: کمالان،

خاموشی چراغ پرفروغ نسل سوخته ی موسیقی دانان بلوچ: در رثای فقدان سه استاد فقید موسیقی بلوچی: کمالان، بامری و دینارزهیsans titre.jpg

ادامه نوشته

معرفی کتاب تاریخ مختصر زبان و ادبیات بلوچی بخش دوم

شعر کلاسیک بلوچى را مى‏توان به 2 دوره تقسیم بندى نمود:

دوره اول از ازمنه قدیم تا سده سیزدهم هجرى

دوره دوم از اول سده چهارده تا دهه ششم و هفتم آن

ادامه نوشته

شعر بلوچی


ادامه نوشته

خاک و آتش»؛ فيلمي سراسر غرور و غيرت

در سال ۱۹۱۶ میلادی نیروهای متجاوز انگلیسی وارد خاک سیستان و بلوچستان شده و موجب اختلاف بین سران قوم بلوچ می شوند. اما جوانی به نام جی اند به همراه برخی از اهالی بلوچستان در مقابل نیروهای انگلیسی ایستادگی می کنند و ..

ادامه نوشته

رویارویی سرداران بلوچ با ارتش انگلستان در منطقه سرحد:

رویارویی سرداران بلوچ با ارتش انگلستان در منطقه سرحد:  لطفا ادامه مطلب

ادامه نوشته

سران طایفه شهنوازی که در سال 1310 ه. ش تبعید و زندانی شدند

  • جیند خان یار احمد زهی فرزند یار محمد «سردار طایفه در آن زمان »
  • شهسوار خان یار احمد زهی فرزند بجار
  • بجار خان یار احمد زهی فرزند جیند خان
  • فقیر محمد یار احمد زهی فرزند جیندخان
  • حاج بنیاد یار احمد زهی فرزند مراد
  • جواد یار احمد زهی فرزند نور محمد
  • چاوش یار احمد زهی فرزند شیر خان
  • عزت یار احمد زهی فرزند بالاچ
  • سردار لشکر خان گمشادزهی فرزند پهلوان
  • کریم خان یار احمد زهی فرزند الله رسان

ادامه نوشته

نام آوران تاریخ بلوچ

تاریخ بلوچستان در غبار فراموشی تاریخ تیره و تار مانده است و ما جز قطراتی کوچک از کتاب قطور تاریخ قوم بلوچ آن هم از زبان تاریخ نویسان قدیم که گاه اشاراتی بسیار ناچیز به آن کرده اند هیچ نداریم. این مایه اندک نیز مورد بی مهری ماست. در این مختصر نامهایی غریب از سفرنامه هایی آشنا خواهیم شنید که هریک برگی از تاریخ بزرگ این قومند.

ادامه نوشته

مردم بلوچ

مردم بلوچ یکی ازاقوام ایرانی ساکن در پاکستان ایران و افغانستان هستند. مردم بلوچ به زبان بلوچی سخن می‌گویند، که یکی از زبان‌های شاخه شمال غربی زبان های ایزانی است. بیشتر مردم بلوچ، اهل سنت هستند.

ادامه نوشته

شهسوار خان یار محمد زهی  


ادامه نوشته

قوم شهنوازی


ادامه نوشته

تمین روستایی در نزدیکی تفتان


ادامه نوشته

سيماي منابع طبيعي و آبخيزداري شهرستان خاش


ادامه نوشته

تفتان

اتشفشان تفتان در خاش

ادامه نوشته

اثار تاریخی خاش


ادامه نوشته